Film Title: Changeling

نقد فیلم بچه جایگزین از دیدگاه روان شناسی

این بچه من نیست…

مرور معیارهای در راه مانده فیلم بچه جایگزین از دیدگاه روان شناسی

نقد حاضر به بررسی و کالبد شکافی مفاهیم در راه مانده فیلم “بچه جایگزین” (Changeling) – فیلمی با ژانر جنایی – محصول سال 2008 سینمای آمریکا به کارگردانی کلینت ایست وود (Clinton Eastwood) می پردازد. بی شک تاریخ سینمای جهان و آمریکا در مسیر رشد، تکامل و تحول خویش با عناصر متنوع فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، حقوقی و هنرمندانه متنوعی برخورد داشته است. نوشته حاضر قصد پرداختن به شناسنامه سینمایی افراد و اینکه از چه کرونوگرافی و مسیر تجربی عبور کرده اند را نیز ندارد. بلکه هدف اصلی این نقد، لایه برداری از تروماهای روانی موجود در جوامع بشری…در مقابله با هویت غیر قابل انکاری به نام کودکی است که به صورتی نمونه وار در فیلم بچه اشتباهی مورد بررسی قرار گرفته است. کودکی در همه فرهنگ ها تعریف خاص و منحصر به فردی دارد. مهم نیست کودکان در جامعه به اصطلاح متمدنی چون ایالات متحده آمریکا و در ایالت لس آنجلس متولد شوند و یا در دورترین مناطق محروم و به اصطلاح به درد نخور این جغرافیای خاکی. نکته اساسی و بسیار قابل اهمیت و بسیار کلیدی فیلم ” آسیب پذیری کودکان از نظر روانی و همچنین از نظر آسیب های جسمانی تا سر حد از دست دادن جان توسط افراد خاطی و بیمار است.”

روان شناسی سلامت کودکان به عنوان مولفه ای بسیار تعیین کننده و حساس برای آینده آنان است…در حقیقت و به زبان علمی و البته ساده شخصیت افراد در زمان کودکی شکل می گیرد. فیلم بچه جایگزین با استعانت از ساختاری ارسطویی به روایت یک داستان واقعی (True Story) از سوی جامعه 1928 ایالت لس آنجلس در آمریکا می پردازد.

 

فیلم بچه جایگزین

شروع فیلم با ظاهری آرام و در یک خانه ییلاقی است. مادر – کریستین کالینز- که نقش آن را خانم آنجلینا جولی (Angelina Jolie) بازی می کند، عشق سرشار یک مادر مجرد (کریستین کالینز) به کودک 9 ساله خویش (با نام والتر) را به نمایش می گذارد. مخاطب در مدت زمانی اندک در تلاطم اتفاق اصلی فیلم قرار گرفته و در جریان اتفاق وحشتناک ناپدید شدن کودک قرار می گیرد. از این به بعد کودک هر لحظه و در هر زمان و هر مکان توسط مخاطب جستجو می شود. شاهکار نویسنده فیلمنامه ( جی. مایکل استرکزینسکی) این است که هر مخاطب و به طور جداگانه توسط داده های ذهنی خویش به تفسیر (Interpretation) و جستجوی کودک گمشده – والتر 9 ساله- در مکانهای متنوع می گردد…و صد البته منتظر است که احتمالات خویش را در مقام مقایسه در بستر فیلم به تماشا بنشیند.

در علم ارتباطات – از نظر هارولد اینیس (H. Innis) – انسان با سوگیری ارتباطی مواجه است. سو گیری ارتباطات به چه معناست؟ اینیس با مقایسه امپراطوری های گذشته ( مصر، یونان، ایران و مصر و…) بر کنترل نخبگان بر کلمات و واژگان تاکید می کند که بیشتر صورتی شفاهی داشته اند. وی با مقایسه امپراطوری های گذشته و کنونی معتقد است که نظم اجتماعی آنان بیشتر متکی بر ادبیات شفاهی بوده است و آنان قدرت امپراطوری های نوین که متکی بر صورت های نوشتاری ( به عبارتی دستخط و امضاء ) را نداشته اند. در مسیر روایت داستان فیلم پزشک و مدیر آسایشگاه روانی که مادر را با جرم قلابی ابتلا به پارانوئید و با زور و تهدید پلیس بستری و زندانی کرده است دائما به کریستین اصرار می ورزد که با امضای صحت و تایید پلیس و بچه اشتباهی وی را آزاد می کنند. اما با عدم تمکین مادر روبرو می شود.

 

نقد- فیلم ب-چه جایگزین

 

با مقایسه فرآیند تعریف روایت و مولفه های داستان شخصیت اصلی داستان یعنی کریستین کالینز( با بازی آنجلینا جولی) متوجه می شویم که نهادهای دارای مشروعیت از جمله پلیس، و آسایشگاه روانی در خدمت لاپوشانی و صدمه زدن به احقاق حقوق شهروندان و از جمله شخصیت اصلی فیلم است.  و این همان قدرت نوشتاری و مستند سازی جامعه کنونی است. بدین معنا که در جایی که هیچ نهاد تقنینی و مشروع اجتماعی از خواسته بر حق افراد حمایت نکند، در نهایت قدرت ارتباطات نوشتاری به کمک و نجات می شتابد و باعث نجات آینده در بررسی دادگاه می شود.

پیشروی این مساله تا جایی ایت که این اتفاق را می توان یک رسوایی تاریخی بزرگ موثق برای جامعه مترقی آن روز آمریکا قلمداد کرد. بدین معنا که لاپوشانی های متنوع جهت بی لیاقتی پلیس در صدر این اتفاق خودنمایی می کند. فیلم بچه اشتباهی دارای اضلاع متنوع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حقوقی است. که البته وجوه حقوقی آن در صدر مناسبات صدرالذکر خودنمایی و قابل پیگرد و کالبد شکافی است.

در کنار چنین بررسی می بایست به یک مساله بسیار با اهمیت به طور ویژه اشاره کنیم. و آن مساله ویژه آسیب پذیری کودکان در رویارویی با جامعه صدمه زننده آمریکاست. نا آرامی، آدم ربایی، صدمه به شخصیت پاک و انسانی کودکان، تجاوز و در نهایت قتل در فیلم بچه جایگزین به نمایش گذاشته شده است. در حقیقت نهاد های کنترلی بالا دستی جامعه آمریکا در سال 1928 میلادی و تا هفت سال بعد از آن متوجه چنین خطای تاریخی و اجتماعی از نظر اجتماعی نشد.

در پایان داستان قاتل زنجیره ای به صورت تصادفی دستگیر و به سزای اعمال خویش می رسد و با مجازات اعدام قانون و اعمال قانون برای پاکسازی مجموعه اجرای سازمان پلیس و دیگر مراتب اجرایی نیز تحقق می یابد. اما بر مصداق یک مصرع جاودانه از استاد سخن در شاهنامه کهن پارسی ” نوش داروی بعد از مرگ سهراب ” است. چراکه والتر 9 ساله به قتل رسیده و برگشت ناپذیر است. و از طرفی تروماهای ناشی از این واقعه بر مادر – کریستین کالینز- تا ابد باقی خواهد ماند.

تحلیل و تعلیق فیلم معتقد است که کریستین اعتقاد دارد که فرزندش روزی برخواهد گشت…اما سوال بنیادی تر این است، با بنیادهای قانونگذاری که مشروعیت پلیس فاسد را تائید می کنند چه باید کرد و بالعکس. و از طرفی با فرهنگ هراسناک کودک آزاری چه باید کرد؟ آیا کودکان قدرت دفاع از خویش را دارند؟ به قطع یقین، نگارنده اعتقاد دارم که در زمان کودکی نه! و شاید در آینده محتوم که خسارات بزرگی دیده باشند شاید.

کودک جایگزین که از خانواده ای ناامن خود را در دامن مادر داغدار می بیند، با منطقی سطحی، کودکانه و با تشویق پلیس فرصت طلب، خود را فرزند خانم کریستین کالینز معرفی می کند، غافل از اینکه در ادامه…زمان همه اتفاقات موهوم را واضح می سازد. و دوباره به آغوش خانواده ناامن خویش برگردانده می شود. نکته جالب توجه این است که این اتفاق دردناک نیز با وساطت و حمایت و مشروعیت پلیس انجام می گیرد. بی شک این کودک نیز قربانی است.

 

نکته بسیار غم انگیز در فیلم بچه جایگزین این است که تمامی مولفه های درست ” اشتباهی درک می شوند.” و بالعکس. و تاسف بار اینکه کودکان قربانیان بی چون و چرای این پدیده مشروع بسیار غم انگیز هستند. نگارنده نقد معتقد است که جدای از مناسبات یادشده، نقش سیاه تروماهای روانی و درونی مخرب مربوط و منتسب به این اتفاقات بر شخصیت کودکان و والدین تا همیشه باقی خواهد ماند، و این اتفاقات گزیر ناپذیر است. و از طرفی نمی توان به صورت صفر و یک بین اتفاقات خط کشی واضح و دقیقی انجام داد. پر بی راه نیست اگر گفته شود خانواده و جامعه قاتلان خاموش کودکان هستند.

سخن پایانی مستخرج از مطالب مرقوم شده، پاسخگویی به این سوال است که پهنه تاریخی این اتفاقات تاسف بار از کجا تا کجا بوده و تا کجای زمان و مکان درازا و پهنا داشته و دارد؟ بدیهی است که این اتفاقات از ابتدای تاریخ شفاهی بشر تا کنون پدیدار بوده است. نکته مهم و با اهمیت این است که در قلمرو سیاستگذاری، خط مشی گذاری و مشروعیت بخشی جهت توسعه قوانین حمایت از حقوق کودکان و البته تسکین و ترویج بنیادهای روان شناسی سلامت آنان قوانین مدنی کارآمد تهیه، تدوین و لحاظ گردد. اذعان آخر آن که، بر خلاف تصور عامه کودکان کار، تنها بخشی از سرمایه های انسانی در معرض خطر هستند. کودکان فارغ از جغرافیا و نژاد و طبقه اجتماعی در سراسر دنیا نیاز به حمایت جدی دارند.

 

بیژن چوبینه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.